ارغوانی


+ ارباب

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه

سیر نمی شود از دیدن تو چشمانم

رازش تویی یا که چشمانم نمیدانم

هر چه هست

میدانم که چون تویی ،همه هست

کدام چشم سیر میشود از دیدن این تو که هست

طعنه میزنند به من که مجنونی

کجا نشود مجنون دلی که رخت در آن این همه هست؟

و وای از آن لحظه ای که دلم

مویه می کند که کجاست وجه اربابم

                   _ ستاره _                             

 

                         

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ارباب اگر داشته باشی دلت میخواهد تا آخر عمر کنیزش بمانی

اگر اربابت به خوبی و نازنینی ارباب من باشد

نویسنده : ستاره ; ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ زهرا چه میشود؟

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه

توی اتاق بالایی بودم.... روی میزش دعای معراج بود... دلم خواست بخونم...

زهرا که آمد... سکوت کرد و منتظر موند...

تا حالا صدامو موقع صدا زدن خدا نشنیده بود..!

اینبار می دونست چرا دارم خدا رو می خونم...

نمیدونم چرا از اولش بلند بلند خوندم... نمیدونم

و اون نشست و گوش کرد و خواندم و فکر کرد...

گفتم بیا تو هم بخون زهرا...

گفت چرا بخونم؟ .....

گفتم برای اینکه اجابت شی...- لذت اجابت شدن  بیشتر از رسیدن به حاجته.. امام صادق که این مدلی بود...اما اینو بهش نگفتم-

گفت من خیلی وقته اعتقادی ندارم به دعا

ته دل خودم خالی خالی بود...خیلی خالی

خدا میدونه چقدر خالی بود...

یه سال....بود که هی هر روز قطره قطره خالی میشد و این آخریاسد دلم شکسته بود

خالی خالی...

ولی نمیدونم چرا بهش گفتم

بیا بخون ببین نوشته اگه بخونی حاجتت رو خدا میده.. خدا که بخیل نیست زهرا

گفت : نمیده... خیلی وقته نداده! مکه و کربلا رفتم و نداد!

گفتم : گاهی به خاطر گناهای ماست که نمیذاره دعامون برسه به خدا وگرنه اگه رد شه و به خدا برسه حله!

گفت: نمیدونم ... به شوخی گفت یه کاری کن آماده شم برای دعا

بهش گفتم اعتقاد داشته باش!

سکوت چند ثانیه ای

دوباره گفتم اعتقاد داشته باش ! خیلی محکم گفتم ..  و هر دو لبخند زدیم از عجز من

بعد برایش تعریف کردم اجابتت را

و گفت برایم بخوان زینب!

و باز خواندیم خدا را......

"     "     "

مرا کشید به سمت پشت بام بیت الرضا

وقتی رسیدیم یاد نماز حاجت امام صادق افتادم برای زنان

و خواندمش باز......

روبروی زهرا......

و چشمان زهرا بیشت از من منتظر اجابت بود

دروغ نگویم از دلم گذشت که اگر خدا اجابت نکند ایمان زهرا چه میشود من که...

 

 

نویسنده : ستاره ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ چرا خواستار ظهورامام مهدی علیه السلام هستیم؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه

 

اگه شما یه بچه داشته باشید که ازتون یه ماشین مدل بالا بخواد و شما ازش بپرسید که خب این ماشین رو برای چی می خوای و اون بگه برای اینکه چرخشو باز کنم تو کوچه باهاش بازی کنم . شما هدف این بچه رو از ماشین داشتن ، چه نوع هدفی می دونید؟ قطعا این یه استفاده ی حداقلیه از یه ماشین مدل بالا... گرچه چرخ ماشین خوب می چرخه و حتی جنس خوبی داره اما این ماشین ساخته شده که جابه جایی انسان ها رو تسریع ببخشه . هدف اصلی اینه گرچه ممکنه این ماشین آپشن های دیگه ای هم داشته باشه... مثل کولر و رینگ و ضبط و چرخ و.... اما هیچ کس ماشین نمی خره که از کولرش استفاده کنه یا با ضبطش چیزی گوش کنه و...

خب حالا افراد زیادی هستن که نسبت به امر ظهور حضرت حجة عجل الله تعالی فرجه الشریف یه همچین برخورد  حداقلی  ای دارند. مثلا شما اگه از افراد بپرسی که شما چرا دوس داری امام مهدی علیه السلام ظهور کنه؟

میگه خب ایشون بیاد ظلم از بین میره و  عدالت محقق میشه.

اگه باز ازش بپرسی خب ظلم وقتی ظلم از بین رفت چی میشه بعدش؟ عدالت که محقق شد بعدش چی میشه؟

سکوت میکنه یا میگه خب راحت زندگی می کنیم دیگه

اما آیا هدف از این امر عظیم (ظهور) فقط همینه که ما راحت زندگی کنیم در حالی که ظلم در جهان نیست؟ قطعا هدف این نیست. گرچه  تحقق عدالت و از بین رفتن ظلم جز با ظهورامام مهدی علیه السلام است که محقق نمیشه.

یه مشکل دیگه ای که در بطن این مشکل هست اینه که تصور ما از عدالت هم یه تصور حداقلیه! یعنی خیلی ها نمیتونند ابعاد عدالت رو تصور کنن حتی و اصلا نمی دونند . همین خود من هم از این دسته جدا نیستم. قطعا عدالت مقوله ی خیلی عظیمیه. امیر المومنین علیه السلام در تعریف  عدل می گن : قرار دادن هر چیزی در جای خودش! و همین یه جمله ی کوتاه اجرا کردنش خیلی عظیم و وسیعه.

حالا برگردیم به بحث اصلی

هدف از ظهور امام زمان علیه السلام چیه؟

یه مقدمه باید بگم برای جواب این سوال

و اون اینکه : یه دسته از اذکاری که داریم اذکار عالی و یه دسته دیگه اذکار غایی است

مثلا تکبیر و تهلیل جزء اذکار عالی و تسبیح جزء اذکار غایی است!

 حالا این مکالمه بین فرشته ها و خداوند موقع خلق انسان خیلی جالبه.

خداوند وقتی می خواست انسان رو خلق کنه . ملائکه به خدا گفتن ای خدا چرا می خوای اینو خلق کنی؟ ما که داریم تسبیح تو رو می گیم و تو رو تقدیس می کنیم خدایا_ نحن نسبح و نقدس لک_

وقتی ملائکه این حرف رو میزنن انگار آخر همه چی رسیدن به تسبیح خداست!

خب حالا یه لینک هم میزنم به حرفای آقای خامنه ای . وقتی نشست عدالت برگذار شد و آقای خامنه ای صحبت می کردن یه نکته خیلی جالب توی حرفاشون منو جذب کرد  و اون اینکه گفتن : عدالت بستری است برای رسیدن به هدف خلقت!

و در آخر حرفاشون هم اشاره کردن به اینکه این عدالتی که دنبالش هستیم پایه اش اعتقاد به مبداء و معاد است!

خب نتیجه اینکه

 وقتی حضرت که ظهور کنند و عدالت محقق شه . یه بستر آرومی مهیا می شه که انسان ها بتونن به هدف خلقت برسند و نزدیک بشن.

پس حضرت که ظهور کنند بستری فراهم میشه برای تحقق هدف خلقت. و این هدف اصلی ظهوره و لوازمی مثل عدالت مقدمه است.

و کسانی که می خوان جزو منتظرین حضرت باشند باید این دیدگاه حداقلی راجع به ظهور رو کنار بذارند و حداکثری به مقوله ی ظهور نگاه کنند.

جعلنا الله من خیر انصار ولیه و اعوانه و من المنتظرین له.

این نوشته برداشتی آزاد از سخنان آقای پناهیان پیرامون ظهور و سخنان مقام معظم رهبری پیرامون عدالت است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بدون شرح :

به او نمیشود گفت... اینجا که میتوان نوشت که گاه

دلم می خواهد در برابر چشمانت خودم را به آتش بکشم

که تو...شاید بفهمی که چقدر بیشتر از این آتش مرا می سوزانی...گرچه شاید بازم بگویی کافر بی خدا بود که خودسوزی کرد ... به درک که مرد....! من هم به مرگش راضی تر بودم

از تو بعید نیست

نویسنده : ستاره ; ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ پدر بزرگ پدرم...

 بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه

پدر... مراسم ختم پدر بزرگت کجاست که بیایم که صاحب عزا را ببینم و تسلیت دهم اورا  که از امام معصوم سوال شد...

-هنگام مصیبت چگونه تسلیت دهیم مصیبت دیده را ؟

- گفتند.. همین بس که خود را به مصیبت زده نشان دهید !

"     "     "

احادیثی از امام هادی علیه السلام:

مقدرات‌ چیزهایى‌ را بر تو نمایان‌ مى‌سازد که‌ به‌ فکرت‌ خطور نکرده‌ است‌. (مسند الامام‌ الهادى‌ ، ص‌ 303)

با دلها به‌ سوى‌ خداوند متعال‌ آهنگ‌ نمودن‌ ، رساتر از به‌ زحمت‌ انداختن‌

اعضا با اعمال‌ است‌. (مسند الامام‌ الجواد ، ص‌ 244)

اظ‌هار چیزى‌ پیش‌ از آنکه‌ پایدار شود مایه‌ تباهى‌ آن‌ است‌.

(تحف‌ العقول‌ ،ص‌ 480)

چگونه‌ ضایع‌ مى‌شود کسى‌ که‌ خدا عهده‌دار و سرپرست‌ اوست‌ ، چگونه‌ فرار مى‌کند کسى‌ که‌ خدا جوینده‌ اوست‌ ، و کسى‌ که‌ توجهش‌ به‌ غیر خدا جلب‌ گردد ، خداوند او را به‌ همان‌ شخص‌ واگذار نماید.

(مسند الامام‌ الجواد ، ص‌ 243)

 امام رضا علیه السلام :هرکس‌ به‌ راهنمایى‌ تو اعتنایى‌ نکرد نگران‌ مباش‌ حوادث‌ روزگار او را

ادب‌ خواهد کرد(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 353)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آقای پناهیان در مورد ظهور سری جدید سخنرانی هاشون توی مهدیه تهران به مدت یکماه شروع شده

ساعت 6:30 صبح قبل از دعای ندبه

نویسنده : ستاره ; ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ رحم کنید به این آدم نما آقا

بسم الله الرحمن الرحیم

 و بذکر خیر من تقمص و ارتدی

امام صادق علیه السلام : هرگاه در هنگام بلا به کسی از شما الهام شد که دعا کند، بدانید که زمان آن بلا کوتاه است....

امام کاظم علیه السلام : هیچ بلایی نیست که بر بنده ای نازل شود و او از دعا امساک کند (دعا نکند)، مگر آنکه آن بلا طولانی باشد....

و حرف امام کلام خداست...

"      "      "

به خدا دلم تنگ شده برای آقام...

                                نمیدونم باید چی کار کنم...

    بدونم هم نمی تونم... ضعیفم ...

         خیلی..... خیلی........ خیلی.....

                        خیلی....

    وقتی اخلاص توی عملی نیست...

                          عملی نیست...

        الهی...

                 اشکو الیک فقد نبینا و غیبة ولینا......

      همه بدونید

      صدام به خدا و آقا نمیرسه از گناه

      ملائکه آقا.. می گیرن جلوی صدامو... که کثیف نکنه آقای معصومم رو

     ولی به شما که میرسه...

     بدونید راحتی رو از من گرفته آقام.. با غایب شدنش...

     تروخدا یکی برسونه صدای منو به مهدی فاطمه_ علیه السلام_

     میگن آقا به شیعه هاش مهربونه خیلی......

     همه میدونن من شیعه اش نیستم

     محبش هم... کجاست این حبی که اطاعتش را نمی کنم؟

     ولی

     تروخدا

     اگه کسی میرسه صداش به آقا...

     بگه یه آدم

     نه

     بگه یه آدم نما اینجاست

     میگه دلش تنگ شده

     شاید دروغ هم بگه

     ولی بگید داره میگه....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نمیدونم! کسی از قلب خودش هم خبر نداره

از قلب خودم خبر ندارم.......

          از کجا معلوم اگه الان من همه چی زندگیم ردیف بود...

          باز آقا رو طلب می کردم...

         از کجا معلوم

         اینم یه درد دیگه است...

نویسنده : ستاره ; ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ میدانم که هست...

 بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر حجته

  

                  آقایی که حواسش

                 به من هست      و من

                                             نه...

                             باز 

                                                 حواسش به من هست و

                                                   من نه...

                                                  و من...

                                                    باز میدانم یکی هست،

                                 ولی...

          دلدار می خواهم از او که

                                              هست و

                                                     من  ؛ ....نه

                                                                           _ هستی _

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  شاید برای دیگران حجت نباشه که تو .......

  اما برای من حجته من باور دارم

  یقین دارم مطمئنم

نویسنده : ستاره ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ باقی اش بماند برای...

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه

 

شدید تر از یتیمی کسی که از پدرش یتیم شده  ... یتیمی کسی است که از امامش یتیم شده و نمی تواند به او دسترسی داشته باشد....

تازگی فهمیدم الهه ی من ... دو بار یتیم است... کاش قطره ای از اشک های نازنینش را به من میداد...

اشکی که عرش را بیشتر می لرزاند از... اشک امثال من

گاه کسی پدر ندارد و مادر و یتیم است... اشک او عرش را می گویند می لرزاند... گاه کسی مثل من از امامش یتیم است و اشک او هم عرش را می لرزاند...

اما تو چقدر نیک بختی...

باقی اش بماند برای هستی که تا اینجا

برای تو بود که خواندی..!

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

او که خواند....

کاش بشود که بخوانمش و اجابتم کند اویی که تمام تمام تمام هستی نا چیز هست ها از اوست...

 

 

نویسنده : ستاره ; ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ مراقبش باش...

بسم الله الرحمن الرحیم و بذکر ولیه

 

روزگارانی بود...

                      خوب

               من نشانی کوی تو را

                                   خوب بلد بودم

    روزی هست....

                   خوب...

                                   نیست

    من !

               در خم یک کوچه

               حیرانم.... !

                                 _ شب گرد_            

          "     "‌     "

       گاهی زره صبر بر تن می کنی بر مصیبتی...

                    لیک....

                                        تیزی خنجرش

                                                       پاره می کند

                                      انگار پارچه ای کهنه را....

و به استخوان نفوذ می کند

                 به جان هم نیز...!

                                            و اشک    

       چه موهبتی است...

  _  ستاره _                      

"     "      "

      آیا من بخیل هستم؟

                                 که بنده ام

     مرا        

                  بخیل می پندارد!

آیا می پنداری

منی که قبل از درخواست

                                   عطا

             می کنم

         اگر

                   از  من

                     در خواست شود...

   سائل خود را

     اجابت نمی کنم؟........

                     پس تیره بختی باد بر 

  نومیدان

            از رحمت من

                و تیره بختی باد

                                         بر کسی که

                                                              مرا

                  عصیان کند

                                            و

                                                        مراقب من نباشد!

                                    _  بخشی از یک حدیث قدسی _

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه عده بهم می گن اینجا از دلت ننویس... اینجا رو علمی کن... و قص علی هذا...

اما نه حوصله نه وقتشو دارم که برم یه وب دیگه بزنم (مخاطبم درخواست کننده هایی که گفتن تو بلاگفا وب بزن نیست ها...)

دلم میخواد همینجا بنویسم

گرچه همه را نمی شود نوشت.......

لیک

مجمل هایی هست  در این سروش

تفسیرش را رسول میداند و بس...!( و مَن اُنزل علیه)

 

نویسنده : ستاره ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ هذا الیوم...

بسم الله الرحمن الرحمن و بذکر ولیه

 

امروز شاید اجابت دعای دیشب توست

شاید رحم خداست بر دل من

نمیدانم

شاید.......

شاید مظلومیت خون اوست

که مقسوم است...

و دعایی محجوب

پشت تمام گناهانم را

پاکی خون تو عبور می دهد به سمت نور

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بیشتر از 25 بار شایدم بیشتر از اینها پست فاذن لی یا مولای را خواندم

نمی دونم چرا اما خیلی از خوندنش لذت می برم

برای نوشتنش یک لحظه هم فکر نکردم

انگار این را هم آقا نوشت که انقدر دلچسب است

 

نویسنده : ستاره ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ کفرمان که دربیاید می فهمیم...

بسم الله الرحمن الرحیم

و بذکر من هو وجه الله

از دوری تو غمین و نالان هستیم وز کرده خود کمی پشیمان هستیم
اصلیت ما را تو اگر میپرسی، از کوفه ولی مقیم ایران هستیم
اندازه کوه و صخره ما حاجت داریم، از جور زمانه ما شکایت داریم ،ما مشکلمان گرانی و بیکاریست آقا به نبودنت که عادت داریم
هر جمعه که شد بیا ما منتظریم این هفته فقط نیا عروسی داریم
صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط از آنچه که ما دوست نداریم نگو.......!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 از کی عادت کردیم به ندیدن وجه الله.....
یادم نیست
فکر کنم آن هنگام بود که کثیف و با گریه از رحم مادر بیرون آمدیم
فریاد می زدیم و ضجه
ناله می کردیم و مویه
اشک
بعضی بچه ها اشک دارند و بعضی نه.....
اشک می ریختیم اگر داشتیم
به دروغ به ما گفتند نگران نباش می روی کنار مادر فرشته خویت!
تصورمان غلط شد
خوشحال و آرام شدیم به او که گفتند به ما فرشته ی ماست....
اشتباه کردیم
و این فرشته را مجال دادیم که آراممان کند
با مهر و نوازش!
تا چند ماه گاه گاه که یاد خدا می افتادیم
وقت و بی وقت
روز و شب
و نیمه شب
بی دلیل از گرسنگی و پوشک خیس
با فریاد و گریه
از خواب همه را بیدار می کردیم
فریاد می زدیم

........
خدای من............. أین وجه الله؟
کسی نمی فهمید
قلبمان می سوخت از درد فراق و فرشته به ما شیر میداد و پوشکمان را عوض می کرد و ما را تکان میداد.....
از نفهمیشان بیشتر دردمان می گرفت
لال هم که بودیم
از همان کودکی پیر می شدیم
تا اینکه این فرشته و آدمیان دیگر و این دنیا
بالاخره ما را از یاد او غافل کردند
حال اگر کمی فاصله ی ما با او کم شود......
غمی که در چند روزگی داشت پیرمان می کرد
دوباره به سراغمان می آید
و باز هم هیچ کس نمی فهمد و پیریمان را می بیند
مگر آنکه خودش چند روز دارد و یا به یاد غم همان چندروزگی أین وجه الله می گوید....
ولی در چند روزگی ترس نداشت که دروغ بگوید و خودش هم نداند
آخر هنوز نقش چهره ی وجه الله از یادش نرفته بود
و اما امروز و اکنون

این من!
أین وجه الله گویان
ترس وجودم را فرا می گیرد .... که نکند دروغ می گویم و خودم هم نمیدانم
آهــــ...
چقدر ما انسان ها کافریم
که به مکفور خود نیز جاهلیم

کاش کسی بیاید کفرمان را در بیاورد...
و کاش کفرمان که در آمد کفر نباشد!

نویسنده : ستاره ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد